خواجه نصير الدين الطوسي

198

اخلاق ناصرى ( فارسى )

كه مقصور است بربيان شرف عدالت بر ديگر فضايل و شرح اقسام و احوال عدالت ياد كرده‌ايم معلوم شود . و آن اينست كه ذكر نعمتهاى باريتعالى رفته است و وجوب شكر و عبادت او به قدر استطاعت بازاى آنكه مقتضيات سيرت عدلت است بيان كرده ، چه بعد از نعمتهاى باريتعالى هيچ خير در مقابل آن خيرات نيفتد كه از پدران و مادران بفرزندان ميرسد . چه اولا پدر اول سببى است از اسباب تلاصق مر وجود فرزند را و بعد از آن سبب تربيت و اكمال او است تا هم از فوايد جسمانى كه به پدر متعلق است كمالات جسمانى چون نشو و نما و تغذى و غير آن‌كه اسباب بقاء و كمال شخص فرزندند مىيابد و هم از تدبير نفسانى و كمالات نفسانى چون آداب و فرهنك و هنر و صناعات و علوم و طريق تعيش كه اسباب بقاء و كمال نفس فرزندند حاصل مىكند . و بانواع تعب و مشقت و تحمل اوزار جمع دنيوى مىكند و از جهت او ذخيره مىنهد و او را بعد از وفات خود بقائم مقامى مىپسندد . و ثانيا مادر در به دو وجود مشارك و مساهم پدر است در سببيت باينوجه كه اثرى را كه پدر مؤدى آنست مادر قابل شده است و تعب حمل نه ماهه و مقاسات خطر ولادت و اوجاع و آلام كه در آن حالت باشد كشيده . و هم سبب اقرب است در رسانيدن قوت به فرزند كه مادهء حيات اوست و مباشر تربيت جسمانى بجذب منافع به او ، و دفع مضار از او مدتى مديد شده و از فرط اشفاق و حفادت ( مهربانى ) حيات او را بر حيات خود ترجيح داده پس عدالت چنان اقتضاء كند كه بعد از اداى حقوق خالق ، هيچ فضيلت زياده‌تر از حقوق پدر و مادر و شكر نعمت‌هاى ايشان و تحصيل مرضات ايشان نباشد .